جمعه , ۲۳ آذر ۱۳۹۷
پیرمرد رمشکی سوی چشمهایش را از دست داده بود
سوی چشمهایش را از دست داده بود

سوی چشمهایش را از دست داده بود ولی همچنان داشت چِیلُک (ریسمان) می بافت

سوی چشمهایش را از دست داده بود

با اسحاق رمشکی عزیز بعد از یک روز بارونی زیبا داشتیم روستاهای اطراف رمشک رو برای پیدا کردن لوکیشن مورد نظرم برای مستند حصیل می گشتیم که در یکی از روستا ها به خونه ای این پیرمرد نازنین سری زدیم که کارش بافت چیلک (ریسمان حصیری) و سواس (کفش حصیری) بود. سوی چشم هاش رو کاملا از دست داده بود ولی همچنان داشت چیلک می بافت و در سر داشت که یک جفت سواس نو برای خودش ببافه. شدت باران روز قبل توپ (کپر) شون رو ویران کرده بود. و همسرش ازمون درخواست داشت تا صداشون رو به مسئولین برسونیم که اسحاق عزیز زحمت این مهم رو کشیدن اگر چه تاثیری نداشت.
چقدر دوست داشتم که یک فیلم مستند از این مرد نابینای دنیا دیده می ساختم ولی حیف که درگیری ها و مشغله های روزمره داره از مانع به سدی برای رسیدن به آرزوها تبدیل میشه

 

درباره نویسنده

مهدی میرزایی شاعر. عکاس. کارگردان. کارشناس ادبیات فارسی. کارشناس ارشد تولید سیما (تلویزیون) اهل قلعه گنج روستای تمگران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.